سعيد
  • دی 1399
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1389
  • اردیبهشت 1389
  • خرداد 1389
  • تیر 1389
  • مرداد 1389
  • شهریور 1389
  • مهر 1389
  • آبان 1389
  • آذر 1389
  • دی 1389
  • بهمن 1389
  • اسفند 1389
  • فروردین 1388
  • خرداد 1388
  • تیر 1388
  • شهریور 1388
  • مهر 1388
  • آبان 1388
  • آذر 1388
  • دی 1388
  • بهمن 1388
  • اسفند 1388
  • <-BlogTitle->
    کل بازديد ها : 1957300
    تعداد کل پست ها : 3775
    تعداد کل نظرات : 173
    بروز رساني : جمعه 26 دی 1404 
    ايجاد شده در : دوشنبه 6 مهر 1388 

    اين قالب توسط sama طراحي و توسط sama ترجمه شده
    Check PageRank

    دوازدهم ديماه در دفاع مقدس:

      نخستين گردهمايي معاونين جنگ وزارتخانه ها ، بمباران تأسيسات راديويي عراق توسط ايران و تبادل آتش در مريوان و حاج عمران از مهمترين وقايع دوازده دي در طول دوران دفاع مقدس است . . . 


    جملات کوتاه و خواندني:

      کارهائي را که در گذشته کرده ايم ما را مانند سايه تعقيب مي کنند و نسبت به جنس آنها ما را به سوي بدي و يا خوشي مي کشند. «کارلايل» دراين دنيا هر کس چيزي را درو مي کند که قبلا تخم آ ن را کاشته است. «اسمايلز» . 

    ادامه - آرشيو ...

    تبديل لينك راپيدشير و ديگر سايت هاي آپلود به لينك مستقيم


    آپلود سنتر عكس، تصوير، فايل زيپ، فايل فلش و هر نوع فايل ديگر

    تصاويري زيبا از درختان

    به اين پست نظر دهيد

      آرایش ، جزوه الکترونیک ، انجمن علمی ، مقاله پژوهشی ، پرورش شترمرغ ، سایت تخصصی برق، ژورنال لباس عروسی ، کارت ویزیت ، راهنمای فارسی ،‌ ، داستان ،

      XP Repair Pro یک نرم افزار مشهور و کاربردی برای کاربران سیستم عامل ویندوز می باشد. توسط این نرم افزار میتوانید خطاها و ارور های موجود در ویندوز را که ممکن است در اثر استفاده یا نصب سایر نرم افزار ها، اتفاق افتاده باشد، به آسانی ترمیم نمایید. بدون نیاز به نصب مجدد سیستم عامل میتونید آن را مجددا بازگردانید و به روند کارها سرعت ببخشید. - .  دانلود

     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رایگان ، کتاب الکترونیکی ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثنی ، حسابداری ، نرم افزار حسابداری هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پدیده ،‌ بازیگران سینمای ایران ،

    کریمی از استیل آذین قهر کرد؟

    کيهان: الاغ ها و اسب ها و قاطرها هم به رنگ سبز علاقمندند

    خندق

     

    همراهان عمرو بن عبدود كه هیچ باور نمى‏كردند پهلوان نامى و سالخورده عرب به این سرعت به دست پوردلاور ابو طالب و سرباز فداكار اسلام از پاى در آید، با اینكه هر كدام خود از جنگجویان و شجاعان محسوب مى‏شدند از ترس آنكه همگى به سرنوشت عمرو دچار گردند درنگ را جایز ندانسته و رو به فرار نهادند و برخى چون عكرمة بن ابى جهل و هبیرة بن ابى وهب براى آنكه بهتر بتوانند از آن معركه مرگبار بگریزند نیزه‏هاى خود را به زمین افكنده و گریختند و به هر زحمتى بود توانستند خودرا به آن سوى خندق و لشكر مشركین برسانند.

     تنها نوفل بن عبد الله بود كه هنگام پریدن از روى خندق پاى اسبش لغزید و او را به درون خندق انداخت، مسلمانان كه چنان دیدند نزدیك آمده و از هر سو به او سنگ مى‏زدند، نوفل كه چنان دید فریاد زد: خوب است شرافتمندانه‏تر از این مرا بكشید و یكى از شما به درون خندق آید تا من با او جنگ كنم.

    باز هم على (ع) پا به درون خندق گذارد و او را به قتل رسانید، و در نقل دیگرى است كه زبیر این كار را كرد و داخل خندق شده او را كشت.

    و چون عمرو به قتل رسید مشركین كسى را فرستادند تا جسد او را از پیغمبر به ده هزار درهم خریدارى كند، ولى رسول خدا (ص) پول آنها را قبول نكرد و جسد عمرو را به آنها داده فرمود :

    «لا نأكل ثمن الموتى» .

    [ما پول مردگان را نمى‏خوریم!]

    داستان دیگرى كه ضمیمه شد و احزاب را به فرار مصمم ساخت.

    كشته شدن عمرو بن عبدود و به دنبال آن نوفل بن عبد الله رعبى سخت در دل مشركین انداخت و فكر بازگشت و فرار به مكه را در مغز آنها پرورانید و در این خلال كه كار بر مسلمانان نیز سخت شده بود اتفاق دیگرى افتاد كه براى مسلمانان بسیار سودمند واقع شد و یكسره جنگ را به سود مسلمانان پایان داد و احزاب را فرارى داد، و آن اسلام یكى از سرشناسان قبیله غطفان ـ یعنى نعیم بن مسعود ـ بود.

    هنگام شام بود و رسول خدا (ص) نماز خفتن را خوانده و در فكر تنظیم سپاه و گماردن پاسداران آن شب براى نگهبانى بود كه دید شخصى به جایگاه او نزدیك گردید و چون جلو آمد خود را معرفى كرده حضرت دید نعیم بن مسعود است.

    نعیم آهسته به رسول خدا (ص) عرض كرد: من مسلمان شده‏ام ولى هنوز كسى از نزدیكان و قوم و قبیله‏ام از اسلام من مطلع نشده اینك آمده‏ام تا اگر دستورى فرمایى و كارى از من ساخته باشد انجام دهم!

    پیغمبر بدو فرمود: تو یك نفر بیش نیستى، اما اگر بتوانى به وسیله‏اى میان لشكر دشمن اختلاف بینداز، زیرا نیرنگ در جنگها به كار رود!

    و چون عمرو به قتل رسید مشركین كسى را فرستادند تا جسد او را از پیغمبر به ده هزار درهم خریدارى كند، ولى رسول خدا (ص) پول آنها را قبول نكرد و جسد عمرو را به آنها داده فرمود : [ما پول مردگان را نمى‏خوریم!]

    مأموریت نعیم بن مسعود

    نعیم كه گویا براى چنین كارى ساخته شده بود فكرى كرد و از جا برخاسته به دنبال این مأموریت تاریخى رفت، و آن را بخوبى انجام داد، بى آنكه كسى از اسلام و یا نقشه ماهرانه او با خبر شود.

    نعیم با یهود بنى قریظه سابقه دوستى و رفاقت داشت و آنها وى را از دوستان خود مى‏دانستند، از این رو بى‏درنگ خود را به یهود مزبور رسانده گفت: شما بخوبى مرا شناخته‏اید و سابقه دلسوزى و خیرخواهى مرا نسبت به خود دانسته‏اید، و مى‏دانید كه اگر سخنى خصوصى به شما بگویم فقط روى خیرخواهى و علاقه‏اى است كه نسبت به شما دارم!

    گفتند: آرى وفادارى و خیرخواهى تو نسبت به ما مسلم و معلوم است و هیچ گونه سوء ظنى در این باره به تو نمى‏رود، اكنون چه مى‏خواهى بگویى؟

    گفت: آمده‏ام تا به شما بگویم: شما با قبایل قریش و غطفان فرق دارید، زیرا اینجا سرزمین شما و شهر و دیار شماست،

    جنگ خندق

     زن و بچه و خانه و زندگى‏تان همه در این سرزمین است و نمى‏توانید از اینجا صرفنظر كرده چشم بپوشید، اما قریش و غطفان تنها به منظور جنگ با محمد به این سرزمین آمده‏اند و گر نه خانه و زندگى و زن و فرزندشان در جاى دیگرى است، و از این رو آنها تا وقتى كه بتوانند در این سرزمین مى‏مانند و در برابر محمد مقاومت مى‏كنند تا شاید دستبردى زده و غنیمتى به دست آورند و احیانا محمد و یارانش را سركوب كنند، ولى اگر نتوانستند و اوضاع را دگرگون دیدند بدون آنكه فكر آینده شما را بكنند و حتى بى آنكه با شما مشورتى بكنند، به شهر و دیار خود باز مى‏گردند و شما را در برابر این مرد تنها مى‏گذارند و آن وقت است كه شما بتنهایى نیروى مقاومت با او را ندارید و معلوم نیست به چه سرنوشتى دچار خواهید شد، و از این رو من صلاح شما را در این مى‏بینم كه تا چند تن از بزرگان قریش و غطفان را به گروگان نگیرید و نزد خود نگاه ندارید اقدام به جنگ با محمد نكنید، تا قبایل مزبور به خاطر بزرگان خود تا آخرین رمقى كه دارند پایدارى كرده و شما را رهانكنند و بروند!

    بنى قریظه فكرى كرده گفتند: راست مى‏گویى مصلحت در همین است كه تو مى‏گویى و باید همین كار را كرد، و مقدارى هم از نعیم تشكر كردند كه این راه را جلوى پاى آنها گذارد.

    از آن سو به نزد ابو سفیان و سران قریش آمده و همان گونه كه به بنى قریظه گفته بوده شمه‏اى از علاقه و دلسوزى خود نسبت به قرشیان سخن گفت و آنها نیز سخنانش را تصدیق كردند، آن گاه با قیافه‏اى دلسوزانه گفت: مطلبى شنیده‏ام كه چون به شما علاقه داشتم وظیفه خود دانستم كه هر چه زودتر آن را به اطلاع شما برسانم اما به شرط آنكه این خبر پیش خودتان مكتوم و پوشیده بماند!

    بزرگان قریش گفتند: مطمئن باش كه هر چه بگویى به كسى نخواهیم گفت.

    نعیم لب گشوده گفت: شنیده‏ام كه یهودیان بنى قریظه از نقض عهدى كه با محمد كرده و پیمانى كه شكسته‏اند سخت پشیمان شده و براى اینكه محمد را از خود راضى سازند و این عمل خود را جبران كنند براى او پیغام داده‏اند كه ما به هر ترتیبى شده نقشه‏اى مى‏كشیم و چند تن از بزرگان قریش و غطفان را به گروگان مى‏گیریم و تسلیم تو مى‏نماییم تا آنها را گردن بزنى و سپس به یارى تو آمده و به جنگ بقیه آنها مى‏رویم و تارومارشان مى‏كنیم؟ و محمد با این شرط حاضر شده كه از خیانت آنها صرفنظر كند و پیمان شكنى آنها را نادیده بگیرد، اكنون آمده‏ام به شما بگویم: اگر بنى قریظه كسى را فرستادند تا از شما افرادى را گروگان بگیرند مبادا قبول كنید و كسى را به دست آنها بدهید كه دانسته او را به كشتن داده‏اید!

    از آن سو به نزد بزرگان قبیله خود ـ یعنى غطفان ـ نیز رفت و عین همین سخنان را به آنها گفت و از آنها خواست تا مطلب را مكتوم و پنهان دارند، و آنها نیز پذیرفته و خود به انتظار نتیجه كارى كه انجام داده بود به خیمه رفت.

    نعیم كه گویا براى چنین كارى ساخته شده بود فكرى كرد و از جا برخاسته به دنبال این مأموریت تاریخى رفت، و آن را بخوبى انجام داد، بى آنكه كسى از اسلام و یا نقشه ماهرانه او با خبر شود.
     

     

    تفرقه بیانداز وپیروز باش

    از آنجا كه خدا مى‏خواست تدبیر نعیم بن مسعود در تفرقه دشمن بى‏اندازه مؤثر واقع شد، و به دنبال آن ابو سفیان عكرمة بن أبى جهل را با چند تن از سران قریش وغطفان به نزد یهود بنى قریظه فرستاد و براى آنها پیغام داد كه ما نمى‏توانیم در این شهر زیاد بمانیم و اسبان و شترانمان دارند هلاك مى‏شوند و بیش از این توقف در بیرون شهر براى ما مقدور نیست و بدین جهت آماده باشید تا فردا حمله را شروع كنیم و كار را یكسره كنیم!

    از قضا هنگامى كه عكرمه و همراهانش براى رساندن این پیغام به نزد بنى قریظه آمدند مصادف با شب شنبه بود و یهود مزبور در جواب آنها گفتند: فردا كه شنبه است و ما در آن روز به هیچ كارى دست نمى‏زنیم، و گذشته از آن تا شما چند تن از بزرگان و سران خود را به عنوان گروگان به ما نسپارید ما اقدام به جنگ نمى‏كنیم، زیرا ممكن است جنگ طولانى شود و شما از ادامه جنگ خسته شوید و به شهر خود بازگردید و ما را در برابر محمد تنها بگذارید، و در چنین وضعى دیگر ما قادر به ادامه جنگ با او نخواهیم بود.

    فرستادگان قریش به نزد ابو سفیان بازگشتند و آنچه را یهودیان گفته بودند به وى بازگفتند، و همگى اظهار داشتند: به خدا نعیم بن مسعود راست گفت و چه خوب شد كه ما را از نیرنگ اینان با خبر كرد و به همین جهت براى بنى قریظه پیغام فرستادند كه ما هرگز چنین كارى نخواهیم كرد و كسى را به عنوان گروگان به شما نخواهیم سپرد، و شما خود دانید مى‏خواهید جنگ كنید و مى‏خواهید نكنید.

    یهود نیز وقتى این پیغام را دریافت كردند با هم گفتند: به خدا نعیم بن مسعود راست گفت، و چه خوب شد كه ما را با خبر كرد، قرشیان مى‏خواهند جنگ را شروع كنند تا اگر توانستند دستبردى بزنند و گرنه ما را تنها گذارده و به شهر و دیار خود فرار كنند، و به همین جهت براى قریش و غطفان پیغام دادند: ما نیز تا افرادى را به عنوان گروگان به ما ندهید شروع به جنگ نخواهیم كرد.


    امام علی (ع)

     

    همانگونه که در مطالب گذشته بیان شد،کارزار احد به غربال مومنان حقیقی از انبوه مسلمانان تبدیل گشت. با هجوم خالد ابن ولید به لشگریان آزمند مسلمان و چشم در خاک غنایم دوخته ،غبار اسبان تیز تاز مشرکین با لبه خون چکان شمشیر بر این چشمان طماع فرو نشست.چشم های خالی از بصیرت وآکنده از هراس میدان جهاد ورسول خدا را تنها گذاشتندبه جز شیر خدا ،حیدر کرار،علی ابن ابیطالب(علیه السلام).

    شیخ مفید (ره) از زید بن وهب نقل کرده که گوید: به عبد الله بن مسعود گفتم: مردم در آن روز بجز على بن ابیطالب و

    ابو دجانه و سهل بن حنیف از اطراف رسول خدا (ص) گریختند؟ ابن مسعود گفت: تنها على بن ابیطالب ماند و بقیه رفتند و طولى نکشید که چند تن بازگشتند و به دفاع از پیغمبر (ص) پرداختند که نخست عاصم بن ثابت و سپس ابو دجانه، سهل بن حنیف، طلحة بن عبید الله بودند و زید بن وهب از او پرسید: تو کجا بودى؟ عبد الله بن مسعود گفت: من هم گریختم ...

    و در شرح دیوان على (ع) و برخى کتابهاى دیگر نیز از زید بن وهب نقل شده که تنها کسى که با آن حضرت ماند على (ع)بود و چند تن دیگر مانند ابو دجانه و سهل بن حنیف بعدا آمدند و قاضى دحلانـیکى از مورخان اهل سنت روایت کرده که‏على (ع) فرمود: در آن حال به اطراف خود نگریستم و رسول خدا (ص) را ندیدم، در میان کشتگان نیز نظر کردم او را ندیدم با خود گفتم : به خدا سوگند پیغمبر کسى نیست که از جنگ فرار کند در میان کشتگان هم که نیست پس ممکن است خداى تعالى به خاطر رفتار ما او را به آسمان برده باشد و از این رو من هم جنگ مى‏کنم تا کشته شوم و با همین تصمیم غلاف شمشیرم را شکستم و شروع به جنگ کردم و دشمن که چنان دید جلوى مرا باز کرد ناگاه چشمم به رسول خدا (ص) افتاد که در جاى خود ایستاده.

    و در روایات دیگر است که على (ع) پیش آمد و شروع کرد دشمنان را از اطراف پیغمبر دور کردن، رسول خدا (ص) چشمش را گرداند و على را دید و از او پرسید: مردم کجا رفتند؟ پاسخ داد پیمانها را شکستند و گریختند، فرمود: تو چرا با آنها فرار نکردى؟ على(ع)عرض کرد: کجا بروم و تو را رها کنم به خدا از تو جدا نخواهم شد تا کشته شوم یا اینکه خدا تو را پیروز گرداند. فرمود: پس این دشمنان را از من دور کن، على (ع) براى دفاع از آن حضرت به هر سو حمله مى‏کرد تا شمشیرش شکست و رسول خدا (ص) در آن حال ذوالفقار را به دست او داد و گفت: با این شمشیر جنگ کن تا آنجا که محدثین شیعه و اهل سنت مانند طبرى و ابن اثیر و دیگران همه نوشته‏اند جبرئیل در آن حال به نزد رسول خدا (ص) آمده و عرض کرد:

    «ان هذه لهى المواساة»

    [براستى که این معناى مواسات و برادرى است که على نسبت به تو انجام مى‏دهد!]
    روهاتان سیاه باد به کجا فرار مى‏کنید؟ به سوى دوزخ! و ما همچنان به عقب مى‏رفتیم که دوباره على (ع) در حالى که شمشیر پهنى در دست داشت و از آن خون مى‏چکید به سوى ما آمد و گفت: پیمان بستید و آن را شکستید؟ به خدا سوگند شما سزاوارترید به کشته شدن از اینان که من مى‏کشم!

    در چند روایت است که گفت: براستى فرشتگان از این مواسات و فداکارى على به شگفت آمده‏اند .

    رسول خدا (ص) فرمود: آرى «انه منى و أنا منه» [على از من است و من از اویم.] جبرئیل گفت: «و أنا منکما» [من هم از شما هستم.]

    و در آن هنگام صدایى شنیده شد که چند بار گفت: «لا فتى الا على لا سیف الا ذوالفقار.»

    ابن أبى الحدید پس از نقل این قسمت گوید:

    علی(ع)

    این خبر را جماعتى از محدثین براى من نقل کرده و از خبرهاى مشهور است.

    و در تفسیر على بن ابراهیم است که در آن گیرودار نود جراحت و زخم بر سر و رو و سینه و دست و پاى على (ع) وارد شد. و در سیره حلبیه از زمخشرى نقل کرده که خود على (ع) فرمود: در آن روز شانزده ضربت به من خورد که چهار بار به زمین افتادم و در هر بار مردى خوش صورت و خوش بو مى‏آمد و بازوى مرا مى‏گرفت و از زمین بلندم مى‏کردم و مى‏گفت: پیش برو و در راه پیروى و اطاعت خدا و رسول او شمشیر بزن که آن هر دو از تو خوشنودند، و چون بعدها توصیف آن مرد را براى رسول خدا (ص) کردم فرمود: او را شناختى؟ گفتم:نه،ولى شبیه به دحیه کلبى بود، فرمود: او جبرئیل بوده.

    على بن ابراهیم از عمر بن خطاب نقل مى‏کند که در آن گیرودار وقتى ما دیدیم در برابر مشرکین نمى‏توانیم مقاومت کنیم و رو به فرار نهادیم ناگهان على بن ابیطالب را دیدم که چون شیر خشمناکى به این سو و آن سو حمله مى‏کند و چون چشمش به ما افتاد مشت ریگى برداشت و بر روى ما پاشید و گفت: روهاتان سیاه باد به کجا فرار مى‏کنید؟ به سوى دوزخ! و ما همچنان به عقب مى‏رفتیم که دوباره على (ع) در حالى که شمشیر پهنى در دست داشت و از آن خون مى‏چکید به سوى ما آمد و گفت: پیمان بستید و آن را شکستید؟ به خدا سوگند شما سزاوارترید به کشته شدن از اینان که من مى‏کشم!

    عمر گوید: در آن حال به چشمان على (ع) نگاه کردم دیدم مانند دو کاسه خون است و من چنان دیدم که الآن است که ما را بکشد از این رو پیش رفتم و گفتم: یا أبا الحسن اجازه بده تا بگویم: رسم عرب چنان است که گاه فرار مى‏کند و گاه حمله مى‏کند، و در حمله بعدى جبران فرار را خواهد کرد! در این‏جا بود که گویا على(ع)شرم کرد و از ما گذشت و دل من قدرى آرام شد، و تا به حال هرگاه آن منظره را به یاد مى‏آورم قلبم مى‏تپد، و در آن حال کسى با رسول خدا (ص) نماند جز على و ابو دجانه! و در تفسیر مجمع البیان از انس بن مالک روایت کرده که على(ع)در آن روز بیش از نود زخم و جراحت از شمشیر و نیزه و تیر بر بدنش رسیده بود که رسول خدا (ص) پس از جنگ دست بر آن زخمها مى‏کشید و به اذن خداى تعالى التیام مى‏یافت.


    رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار صبح خود با هزاران نفر از بانوان قرآن‌پژوه و فعال قرآنی، تصریح كردند: جهت‌گیری همه فعالیت‌های قرآنی باید به سمت ظهور و بروز عملی آموزه‌ها و دستورات قرآنی در جامعه و رفتارهای فردی و جمعی باشد.

    به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایكنا) به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، همزمان با خجسته سالروز میلاد حضرت معصومه سلام‌الله علیها، هزاران نفر از بانوان قرآن‌پژوه و فعال قرآنی، صبح روز 28 مهرماه با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار كردند.

    در ابتدای این دیدار خانم‌ها:

    - دكتر فائزه عظیم‌زاده اردبیلی، استادیار و معاون پژوهشی واحد خواهران دانشگاه امام صادق (ع)،

    - دكتر صدیقه مهدوی استاد دانشگاه و پژوهشگر برتر،

    - دكتر مریم حاج عبدالباقی حافظ كل قرآن و استاد دانشگاه آزاد اسلامی،

    - پروین امیرآبادی داور مسابقات قرآن و مدیرعامل موسسه انجمن قرآنی بانوان،

    - الهام غفاری حافظ كل قران، مدرس و پژوهشگر قرآنی،

    - و مائده ادیب‌زاده حافظ كل قرآن و مدرس دانشگاه و حوزه

    جهت‌گیری همه فعالیت‌های قرآنی باید به سمت ظهور و بروز عملی آموزه‌ها و دستورات قرآنی در جامعه و رفتارهای فردی و جمعی باشد

    دیدگاه‌های خود را در خصوص مسائل مربوط به فعالیت‌های قرآنی كشور بویژه بانوان بیان كردند. محورهای مطالبی كه این بانوان پژوهشگر و فعال در عرصه قرآن بیان كردند عبارت است از:

    • تعمیق بیشتر رشته‌های علوم قرآنی دانشگاهی

    • بهره‌مندی مناسب از هشت هزار پایان نامه و پژوهش‌های قرآنی بانوان

    • اطلاع‌رسانی مناسب از پایان‌نامه و پژوهش‌های قرآنی با تأسیس پایگاه اطلاع‌رسانی و كتابخانه تخصصی

    • حمایت از بانوان قرآن‌پژوه و تشكیل كرسی نظریه‌پردازی در علوم دینی

    • اهتمام بیشتر صدا و سیما به معرفی بانوان قرآن‌پژوه و پژوهش‌های آنان

    • تأسیس مركز تخصصی تفسیر برای انسجام بخشی به پژوهش‌های قرآنی و جلوگیری از پژوهش‌های موازی

    • ایجاد رشته‌های تخصصی تفسیر در دانشگاه‌های الهیات

    • ضرورت حضور بیشتر بانوان قرآنی در دستگاه‌ها و شوراهای قرآنی

    • توجه به آموزش‌های تخصصی قرآنی در استان‌ها بویژه مناطق محروم

    • زمینه‌سازی برای برگزاری مسابقات بین‌المللی قرآن كریم ویژه بانوان

    • اعزام بانوان قاری‌قرآن به حج و كشورهای دیگر جهت تبلیغ

    • وجود دستگاه‌ها و مراكز قرآنی موازی و نبود انسجام لازم

    • استفاده از ظرفیت بسیج برای گسترش فرهنگ قرآنی در جامعه

    • تقویت و تعمیق برنامه‌های قرآنی بسیج

    • و لزوم گسترش فعالیت‌های هنری قرآنی و بهره‌گیری تولیدات نمایشی و هنری از مفاهیم قرآنی

    رهبر

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار، حضور برجسته و شگفت‌انگیز بانوان ایرانی در عرصه‌های علمی، تحقیقاتی، و پژوهشی بویژه حوزه مسائل قرآنی را از دستاوردها و افتخارات نظام جمهوری اسلامی دانستند و تأكید كردند: جهت‌گیری همه فعالیت‌های قرآنی باید به سمت ظهور و بروز عملی آموزه‌ها و دستورات قرآنی در جامعه و رفتارهای فردی و جمعی باشد و این هدف جز با آشنایی صحیح آحاد جامعه با مفاهیم و معانی قرآن و هدایت پژوهش‌های قرآنی در این مسیر، امكان‌پذیر نیست.

    رهبر انقلاب اسلامی با تأكید بر اینكه نگاه غرب به زن، نگاه غلط، ابزاری و اهانت‌آمیز است، افزودند: اسلام، برای زن احترام و شخصیت قائل است و زمینه بروز استعدادهای فراوان بانوان در سطوح مختلف خانواده، جامعه، و بین‌المللی را بمنظور كسب علم و دانش، تحقیق و پژوهش، و تربیت و سازندگی فراهم می‌كند.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، كمیت بسیار زیاد بانوان ایرانی در عرصه قرآن‌پژوهی را بسیار ارزشمند و در جهان اسلام كم‌نظیر خواندند و درخصوص بروز عملی مفاهیم قرآن در جامعه خاطرنشان كردند: جامعه ایران بدلیل فاصله بسیار زیاد با قرآن در دوران طاغوت، عقب ماندگی‌هایی از لحاظ تدبر در قرآن و ظهور عملی دستورات قرآن در زندگی فردی و جمعی دارد كه باید تلاش شود این عقب‌ماندگی‌ها برطرف شوند.

    احترامِ به زن این است كه به زن فرصت داده بشود تا آن نیروها و استعدادهاى برجسته و عظیمى را كه در درون هر انسانى خداى متعال به ودیعه نهاده است این استعدادها در سطوح مختلف بروز كند

    رهبر انقلاب تصریح کردند:

    احترامِ به زن این است كه به زن فرصت داده بشود تا آن نیروها و استعدادهاى برجسته و عظیمى را كه در درون هر انسانى خداى متعال به ودیعه نهاده است - از جمله زن و استعدادهائى كه فقط در درون زنان وجود دارد - این استعدادها در سطوح مختلف بروز كند؛ در سطح خانواده، در سطح جامعه، در سطح بین‌المللى، براى علم، براى دانش و معرفت و تحقیق، براى تربیت و سازندگى.

    ایشان اساسی‌ترین كار برای قرآنی‌شدن یك جامعه را شكل‌گیری نظام مبتنی بر دستورات قرآن و اسلام دانستند و افزودند: تشكیل نظام جمهوری اسلامی در ایران یكی از بزرگترین و مهمترین موارد عمل به قرآن بود كه انجام شد و این حقیقت واضح و بدیهی غالباً مورد غفلت قرار می‌گیرد.

    رهبر انقلاب اسلامی تأكید كردند: تشكیل نظام جمهوری اسلامی، بهترین زمینه عملی را برای سازندگی قرآنی بوجود آورده است و باید تلاش شود در این چارچوب، رفتارهای فردی، خانواده، مدیریتی، سازمانی، سیاسی، بین‌المللی، و رفتارها در مراكز آموزشی، عملی و تحقیقاتی براساس اسلام و قرآن شكل گیرد.

    مقام معظم رهبر

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای لازمه رسیدن به چنین هدف والایی را آشنایی صحیح آحاد مردم با مفاهیم و معانی قرآنی دانستند و خاطرنشان كردند: جهت‌گیری پژوهش‌های قرآنی باید به سمت عینیت‌بخشی دستورات قرآن در جامعه و زندگی مردم باشد.

    مقدمات و شرایط مورد نیاز برای پژوهش در قرآن، محور دیگری بود كه رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره كردند و افزودند: پژوهنده قرآن باید از نظر روحی و درونی زمینه پذیرش حقیقت ناب قرآن را داشته باشد زیرا در غیراینصورت ممكن است پژوهش در قرآن، در جهت مخالف آن استفاده شود.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین این موضوع خاطرنشان كردند: اگر دل پاكیزه نباشد، نتیجه آن می‌شود كه از قرآن برای كوبیدن اسلام و جمهوری اسلامی و فضائلی كه نظام اسلامی در اختیار ما قرار داده است، استفاده می‌شود.

    ایشان یكی دیگر از مقدمات.پژوهش در قرآن را انس با قرآن و همچنین آشنایی با زبان عربی و مبانی اصول فقه دانستند و تأكید كردند: شیوه و متد علمی استفاده از قرآن در قرآن‌پژوهی بسیار مهم است و در این زمینه، شیوه علمای دین و فقها در استفاده از آیات و روایات، شیوه‌ای كاملاً علمی و آزموده شده است.

    رهبر انقلاب اسلامی در بخش پایانی سخنان خود بار دیگر به موضوع علوم انسانی در دانشگاه‌ها و گلایه خود در این خصوص اشاره كردند و افزودند: مبنای علوم انسانی غرب كه در دانشگاه‌های كشور بصورت ترجمه‌ای تدریس می‌شود، جهان‌بینی مادی و متعارض با مبانی قرآنی و دینی است، در حالیكه پایه و اساس علوم انسانی را باید در قرآن جستجو كرد.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یكی از مسائل مهم و اصلی در قرآن‌پژوهی را، استخراج مبانی علوم انسانی دانستند و تأكید كردند: اگر این كار انجام شود پژوهشگران با استفاده از مبانی قرآنی و همچنین استفاده از برخی پیشرفت‌های علوم انسانی، می‌توانند بنای رفیع و مستحكمی را از علوم انسانی پایه‌گذاری كنند.


    قرآن

    قرآن منسوب به امام زمان(عج) در هفته كتاب رونمایی می‌شود

    كتابخانه مجلس شورای اسلامی همزمان با هفدهمین دوره هفته كتاب جمهوری اسلامی ایران، قرآن منسوب به امام زمان(عج) را چاپ و رونمایی می‌كند. 

    مجلس شورای اسلامی به‌مناسبت صدمین سالگرد تأسیس خود و سی‌امین سالگرد انقلاب اسلامی یكی از قرآن‌های نفیس موجود در گنجینه خود به نام «قرآن موسوم به امام زمان(عج)» را از سال گذشته برای چاپ عكسی آماده كرده است. این قرآن پیش از این قرار بود در هفدهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن كریم چاپ شود، اما به دلیل تغییر كیفیت چاپ به تعویق افتاد.

    «احسان‌الله شكراللهی»، مدیر روابط عمومی و امور بین‌الملل كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شورای اسلامی، با اعلام خبر انجام مراحل پایانی چاپ و رونمایی از این قرآن در هفته كتاب جمهوری اسلامی ایران به ایكنا گفت: چاپ قرآن ظرایفی دارد، هرچه قدر یك كاتب دقیق‌النظر و اهل صحت در كتابت باشد، باز در كتابت جلد كامل قرآن ممكن است اشتباهاتی در خط، نگارش كلمه، نگارش حرف، علائم سجاوندی و اعرابی به‌ وجود آید، طبیعتاً باید این اشكالات بر‌طرف می‌شد، چرا كه قرار است قرآن صحیحی منتشر كنیم. ما باید با مشاوران هنری و فنی مختلفی مشورت می‌كردیم، هم‌چنین به دلیل بالابردن كیفیت چاپ و عرضه اثری فاخرتر مدت‌زمان چاپ این قرآن طولانی‌تر از موعد مقرر شد.

    وی ادامه داد: هم‌اكنون ویرایش و تأیید چهار صفحه دیگر از این قرآن باقی مانده است و با اتمام این كار قرآن به صورت كامل آماده چاپ خواهد بود. در روند جدید چاپ، قرآن با وضوح بیشتر و كیفیت بالاتر با استفاده از پیشرفته‌ترین دستگاه‌های چاپ عكسی چاپ می‌شود.

    شكراللهی گفت: كتابخانه مجلس شواری اسلامی بیش از 100 نسخه كامل نفیس از قرآن دارد، كه قرآن موسوم به امام ‌زمان(عج) كه در زمان صفویه تا اوایل قاجاریه به خط «احمد نیریزی» كتابت شده و «بیگلر بیگی» آن را وقف كرده، تا توسط وراث به دست مبارك امام زمان(عج) برسد، یكی از نفیس‌ترین این نسخه‌هاست.

    وی در پایان گفت: قرآن منسوب به امام زمان(عج) آبان‌ماه سال جاری چاپ و در هفدهمین هفته كتاب جمهوری اسلامی ایران رونمایی و عرضه می‌شود.


    اشاره: ... و این گفتار از آنجا كه است که رفتار تشویق آمیز، یكى از شیوه هاى نیك در معاشرت و برخورد با دیگران است. اغـلب یا همه افراد، به لحاظ برخوردارى از غریزه حب نفس ، دوست دارند كه مورد توجه و عـنـایـت قـرار بـگـیـرند. توجه به این نیاز، در حدى كه به افراط كشیده نشود و آثار سـوء نـداشـتـه بـاشـد، عـامـلى در جـهـت تـغـیـیـر رفـتـار یـا ایـجـاد انـگـیـزه عمل در انسانهاست . وقـتـى كـسـى را مـورد تـشـویـق قـرار مى‌دهیم و به خاطر داشتن صفتى یا انجام كارى مى سـتـایـیـم ، در واقـع حـس خـود دوسـتـى او را ارضـاء كـرده‌ایـم. این کار هم جاذبه و محبت مى‌آفریند، هم، نیت و انگیزه پدید مى‌آورد یا تقویت مى‌كند. هـمـچنان كه از لفظ تشویق نیز بر مى‌آید، به معناى بر سر شوق آوردن و راغب ساختن در مـاهـیـت تـشـویـق نـهـفـتـه است. این كار، نیازمند شناخت ما از روحیات و خصلتهاى روانى اشـخاص به معناى عام، و از ویژگیهاى روحى فرد مورد تشویق به طور خاص است. در تـشـویـق، بـاید لفظ، شیوه و برخوردى استفاده كرد كه در درون شخص، شوق و نیت و عـلاقـه ایـجـاد كـنـد و ایـن مـحـرك درونـى، او را بـه تلاش بیرونى وادار كند، نه اینكه صرفا یك تحریك بیرونى باشد. بـعـضـى خـصـلت تـشـویـق دیـگـران را نـدارنـد و بـه دلیـل خـودخـواهـى، غـرور، حـسـد یـا هـر عـامـل دیـگر، هرگز زبان به ستایش و تمجید از خـوبیهاى دیگران نمى‌گشایند و گفتن یك كلمه تشویق آمیز، برایشان بسیار سنگین است، هرچند خودشان پیوسته دوستدار آنند كه مورد تشویق دیگران قرار بگیرند. در تـشـویـق، بـاید لفظ، شیوه و برخوردى استفاده كرد كه در درون شخص، شوق و نیت و عـلاقـه ایـجـاد كـنـد و ایـن مـحـرك درونـى، او را بـه تلاش بیرونى وادار كند، نه اینكه صرفا یك تحریك بیرونى باشد. بـرخـى هـم بـه گـونـه‌اى تـربـیـت شده‌اند كه براحتى زبان به تعریف از دیگران و خـوبـیـهایشان مى‌گشایند و نه تنها تشویق خوبان برایشان سنگین نیست، بلكه از این كار، لذت هم مى‌برند. و... چقدر تفاوت میان این دو گونه افراد است! داشـتـن زبـان و لحـن تـشـویـق آمـیـز، مـوهـبـتـى خـدایـى اسـت‌. نـشـان كـمـال روحى و همت بلند و علاقه به بالندگى و رشد انسانهاست. تشویق، در نیكان و نیكوكاران، زمینه بیشتر براى عمل صالح پدید مى‌آورد و نسبت به بدان و بدیها، اثر غـیـر مـسـتقیم باز دارندگى دارد. اگر در جامعه‌اى میان نیك و بد فرقى گذاشته نشود و بـه شـایـسـتـگـان فـرزانـه و فـداكـار و فـرومـایگان تبهكار به یك چشم نگاه كنند، این عامل سقوط اخلاقى و ارزشى جامعه است؛ صالحان مأیوس و دلسرد مى‌شوند و فاسدان جرأت و گستاخى مى‌یابند. این مضمون كلام حضرت على علیه السلام است كه در عهد نـامـه‌اى بـه مـالك اشـتر نخعى نوشت، و او را به این ارزش گذارى و بها دادن به نیكان صالح فرمان داد: «لا یـَكـونَـن مِـن المُـحـسـنِ وَ المُـسـیـى‌ء عِـنـدَك بـمَـنـزِلَةٍ سَـواء، فَـانّ فى ذلك تَـزهـیـداً لِاَهلِ الأِحسانِ فِى الأِحسان وَ تَدریباً لِاَهلِ الإسائَة». اى مالك... هرگز نیكو كار و بدكار نزد تو یكسان و در یك جایگاه نباشند، چرا كه در این كار، بى رغبتى نیكاكاران در نیكوكارى است، و ورزیدگى و شوق بدكاران براى بدى است. تـفـاوت گـذاشـتـن مـیـان نیك و بد در نوع برخورد و احترام و توجه، نه تنها با عدالت مـنـافـاتـى ندارد، بلكه سوق دادن جامعه به سوى صلاحیتهاست و ارج نهادن به نیكیها و نـیـكـان اسـت. ایـن تـفـاوت افـكـار بـه خـاطـر تـفـاوت عـمـل دیـگـران، هـم در مـحـیـط خـانـه و مـیـان فـرزنـدان قابل عمل است، هم در محیط درسى و میان دانش آموزان و دانشجویان. هم نسبت به كارمندان، سربازان، خدمتگزاران و اقشار مختلف دیگر.



    باران حکمت(18)

    (تفسير تمثيلي سوره حمد)

    گل

    اخلاص را از گل بياموزيم!

     

    اشاره:

    درسلسله مباحث تفسيري "باران حکمت"، که به صورت روزانه پيشکش حضورتان مي شود، برآنيم تا در هر نوبت، کام جانتان را با يک شاخ نبات مثال از مفاهيم بلند سوره حمد شکربار کنيم.

     

    براي آگاهي از سير بحث، شماره هاي گذشته را حتما بخوانيد:

    باران حکمت(17)، باران حمکت(16)، باران حکمت(15)، باران حکمت(14)، باران حکمت(13)، باران حکمت(12)

     

    تفسير آيه شريفه: اياک نعبد و اياک نستعين

    عبادت وقتي مزه مي‏دهد که خالص باشد. شير را اگر با آب درهم آميزيم حجم آن زياد خواهد شد اما بي‏مزه مي‏شود، و ديگر نه آن رنگ را دارد و نه آن طعم و نه آن غلظت و سنگيني و نه آن ارزش را.

    عبادت هم همين‏طور است وقتي مزه مي‏‏دهد و ارزش دارد که خالص باشد يا فقط به خاطر خدا باشد.

    اساساً خلوص و خالص بودن به هر کجا و در هر چيزي که پا نهد ارزش و بها مي‏بخشد.

    ببين! شراب نجس اگر خالص باشد قيمت آن از شراب ناخالص و دردآميز بيشتر است. حال وقتي که خالص بودن و قاطي نداشتن به شراب آلوده قيمت مي‏بخشد اگر اعمال پاک انساني به خلوص آراسته شوند يعني از سر اخلاص صورت پذيرد چه ارزش و بهايي خواهد يافت.

    براي گل‏ها چه فرقي مي‏کند که در باغ و پيش چشم رهگذران باشند و يا در کوه هيماليا و دور از نظاره ديگران. بياييم اخلاص را از گل‏ها ياد بگيريم، ما هم به دنبال ديده شدن نباشيم بلکه در هواي او بوده و رضاي او را دنبال کرده و عبادت‏هاي خود را خالص کنيم، زيرا تنها عبادت خالص است که بالا مي‏رود و اگر بالا برود چه برکاتي که فرود مي‏آورد.

    و «اياک نعبد» يعني اگر من در يک اداره، وقت نماز، اول همه به نمازخانه آمده و به نماز مي‏ايستم نه از ترس حراست است و نه به خاطر اينکه مرا اهل نماز بدانند و در نتيجه نسبت به من خوشبين شده و امتيازات لازم را کسب نمايم، و نه به خاطر اين است که از اين رهگذر جلب اعتماد ديگران نمايم.

    «اياک نعبد» يعني اگر به ديگران در سلام کردن پيش دستي مي‏کنم  نه به خاطر اين است که در نگاه مردم آدمي افتاده و متواضع جلوه کنم، يا اگر با مردم گرم مي‏گيرم نه به خاطر اين است که بگويند فلاني خون گرم است يا روابط عمومي او قوي است بلکه به خاطر اين است که تو دوست داري اينگونه باشم.

    عبادت يعني کار با اخلاص کردن

    يادت باشد پول‏دارها هميشه از هر چيزي خالص آن‏را مي‏خواهند يعني پول خوب مي‏دهند جنس خوب را هم مي‏خرند.

    شما هيچ وقت ديده‏اي که کسي با ماشين آخرين مدل خود کنار يک ميوه فروشي پارک کند و وارد مغازه شده و ميوه‏هاي درهم را از دم برداشته و در پاکت بريزد؟

    خدا هم که در همين سوره حمد خواندي و شنيدي که مالک است و اصلاً از او داراتر کسي نيست، پس او هم عبادت ناب و خالص را مي‏خواهد البته حق هم دارد چون پاداش خوبي هم مي‏دهد.

    البته بهتر است عبادت را کمي معنا کنيم چون تا بگوييم عبادت ذهن و خيال خيلي‏ها مستقيم متوجه تسبيح و سجاده و مهر و پيشاني مهر بسته و يا پيوسته خم و راست شدن و لب‏ها را به نشانه‏ ذکر گفتن بالا و پايين کردن، مي‏شود.

    خيلي آسان و روشن بگويم: هر کاري که به خاطر خدا صورت پذيرد عبادت است، پس اگر کسي خم شود و پوسته خربزه يا موزي از سر راه مردم برداشته و به کناري بياندازد آنهم به خاطر خدا و نه جلب توجه و نگاه ديگران، عبادت کرده است.

    پرستاري که بيمار خود را خوب مراقبت مي‏کند و يا پانسمان او را به موقع و با دقت تعويض مي‏کند و براي او هيچ تفاوت نکند که بيمار براي خود کسي است يا نه، يا کسي دارد يا نه، يا کسان او حضور دارند يا نه، بلکه تنها براي خدا انجام دهد او عبادت کرده است.

    پس عبادت يعني کار با اخلاص کردن.

    کار با اخلاص يعني انسان همان رفتاري را داشته باشد که گل‏ها دارند.

    شما ببين گل‏ها چه ديده شوند و چه ديده نشوند شکفته و عطرافشاني مي‏کنند و برايشان ديده شدن يا نشدن يکسان است.

    براي گل‏ها چه فرقي مي‏کند که در باغ و پيش چشم رهگذران باشند و يا در کوه هيماليا و دور از نظاره ديگران.

    بياييم اخلاص را از گل‏ها ياد بگيريم، ما هم به دنبال ديده شدن نباشيم بلکه در هواي او بوده و رضاي او را دنبال کرده و عبادت‏هاي خود را خالص کنيم، زيرا تنها عبادت خالص است که بالا مي‏رود و اگر بالا برود چه برکاتي که فرود مي‏آورد.

    درختان جنگل را نديده‏اي که عرق مي‏کنند و از خود ترشحاتي بروز داده و به آسمان فرستاده و به ابرها مي‏رسانند، ابرها نيز بارور شده و فرو مي ريزند، و از اين روست که هميشه سبز و خرم و با نشاط‏‏اند.

    من اصعد الي الله خالص عبادته اهبط الله عزّ و جلّ افضل مصلحته

    هر کس که عبادت خالص خود را به سوي خداوند بالا فرستد، او نيز آنچه صلاح و مصلحت و خير وي در آن است فرود آورده و نازل مي‏کند.


    جنگ خندق

    قسمت سوم

    برای مطالعه قسمت دوم کلیک کنید.

    همان گونه که در دوقسمت از مطالب گذشته به چگونگی آغاز وپیدایش جنگ پرداختیم .اینک در این مطلب به آیات نازل شده در خلال این واقعه بسیار سرنوشت ساز در تاریخ اسلام و حتی تاثیر گذار در تاریخ بشریت می پردازیم.

    سنگ ها و صخره ها در برابر اراده پولادین یاران راستین رسول خدا  (صلی الله علیه وآله وسلم)از خجالت آب  می شد.همراهی رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)در حفر خندق  قوتی لایزال بر جان های مومنان جاری می ساخت .مومنان چنان دلداده به کندن می پرداختند که جز به اندکی دوری از کار برای جلب رضایت رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) و برای سامان دادن به خاندان ،جز با اذن و اجازه آن  حبیب الله نمی رفتند.از سوی دیگر مومن نمایانی که  به وادی نفاق نزدیکتر و از مدینه النبی و شخص نبی (صلی الله علیه وآله وسلم)دورتر بودند با اجازه وبی دلیل و بهانه شعار "حی علی ترک العمل "سر می دادند.مومنان دل آزرده از این رفتار و عمل کج منشانه با امید خدا همچنان بر سر صخره ها می کوفتند وسنگ های گران را از جای در می آوردندکه ناگاه موکب وحی الهی بر جان نبی مکرم نزول کرد و برق شادمانی را در چشمان با بصیرت مومنان درخشنده تر کرد.

    در آن هنگام كه پیامبر (صلی الله علیه و آله) با انبوه مسلمانان با سرعت مشغول كندن خندق در اطراف مدینه بودند، گروهى از منافقین به ظاهر در صف آنها بودند و كمتر كار انجام مى‏دادند و تا چشم مسلمانان را غافل مى‏دیدند، بدون اجازه گرفتن از پیامبر (صلی الله علیه و آله) آهسته به خانه‏هاى خود مى‏آمدند. اما هنگامى كه مسلمانان راستین مشكلى پیدا مى‏كردند، نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمده اجازه مى‏خواستند و به محض اینكه كار خود را انجام مى‏دادند، باز مى‏گشتند و به حفر خندق ادامه مى‏دادند، تا از این كار خیر و مهم عقب نمانند. آیه فوق گروه اول را مذمت و گروه دوم را ستایش مى‏كند.

    خداى تعالى درباره مؤمنان آیه ذیل را به پیغمبر نازل فرمود:

    حضرت محمد(ص)

    «انما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله و اذا كانوا على امر جامع لم یذهبوا حتى یستأذنوه إن الذین یستأدنك أولئك الذین یؤمنون بالله و رسوله فاذا استاذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم و استغفر لهم الله ان الله غفور رحیم» (1)

    [جز این نیست كه مؤمنان حقیقى كسانى هستند كه به خدا و رسولش ایمان كامل دارند و هر گاه در كارهاى عمومى كه حضورشان لازم باشد حاضر شوند تا اجازه نگیرند از نزد وى بیرون نروند كسانى كه از تو اجازه گیرند همان كسانى هستند كه به خدا و رسولش ایمان آورده‏اند و چون از تو براى بعضى كارهاشان اجازه خواستند به هر كدامشان كه خواستى اجازه بده و براى ایشان آمرزش بخواه كه خدا آمرزنده و مهربان است.]

    و درباره منافقان نیز در دو آیه بعد فرموده:

    «...فلیحذر الذین یخالفون عن امره أن تصیبهم فتنة او یصیبهم عذاب الیم » .(2)

    [باید كسانى كه از امر خدا مخالفت مى‏كنند بترسند از اینكه دچار فتنه‏اى گردند یا به عذاب دردناكى دچار شوند.]

    و نیز فرموده:

    «و إذ قالت طائفة منهم یا اهل یثرب لا مقام لكم فارجعوا و یستأذن فریق منهم النبى یقولون ان بیوتنا عورة و ما هى بعورة ان یریدون الا فرارا» (3)

    [آن گاه كه گروهى از ایشان گفتند اى مردم یثرب جاى ماندن شما نیست باز گردید و گروهى از ایشان از پیغمبرشان اجازه خواسته و مى‏گفتند خانه‏هاى ما بى‏حفاظ است!خانه‏هاشان بى‏حفاظ نبود و جز فرار كردن قصد دیگرى نداشتند.]

    تنها كسانى كه از تو (پیامبرشان) اجازه گیرند، همان كسانى هستند كه به خدا و رسولش ایمان "حقیقی" آورده‏اند

    و بخصوص وقتى شنیدند یهود بنى قریظه نیز پیمان شكنى كرده و با احزاب و دشمنان ائتلاف كرده و مى‏خواهند از پشت بر آنها حمله كنند،این ترس و اضطراب خیلى شدیدتر شد.

    به هر صورت مسلمانان به كار حفر خندق مشغول گشته و هر كس روى سهمى كه برایش مقرر شده بود به حفارى مشغول شد و با تمام مشكلاتى كه براى آنها داشت كار بسرعت پیش مى‏رفت.

    چنانكه بیشتر مورخین نوشته‏اند كار حفر خندق شش روزه به پایان رسید و علت عمده این سرعت عمل و پیشرفت كار هم آن بود كه خود پیغمبر اسلام نیز مانند یكى از افراد معمولى كار مى‏كرد و مسلمانان كه مى‏دیدند رهبر عالى قدرشان نیز با آن همه گرفتارى و مشكلات و بلكه گرسنگى و نخوردن غذاى كافى به اندازه یك مسلمان عادى كلنگ مى‏زند و سنگ و خاك به دوش مى‏كشد به فعالیت و كار تشویق مى‏شدند و موجب سرعت عمل آنها مى‏گردید.

    مسلمانان براى سرگرمى و رفع خستگى خود ارجوزه‏هایى مى‏خواندند و گاهى به صورت سرود دسته جمعى همگى با هم،همصدا مى‏شدند و رسول خدا(ص)نیز گاهى‏در همه سرود و گاهى در جمله آخر و قافیه آن با آنان همصدا مى‏شد.

     معجزه  های پیغمبر خدا(ص)در حفر خندق

    پیش از این گفته شد كه یكى از نشانه‏ها و علایم نبوت كه پیغمبر صادق را از كاذب متمایز و جدا مى‏سازد«معجزه»است،معجزه عبارت است از آن عملى كه از نظر عقلى انجام آن محال نباشد ولى افراد عادى هم از انجام آن عاجزند،و پیغمبران الهى داراى انواع معجزات بوده‏اند و از پیغمبر اسلام نیز معجزات زیادى در مكه و مدینه به ظهور پیوست كه برخى از آنها در بحثهاى گذشته مذكور شد.در جنگ خندق چند معجزه آشكار از آن حضرت دیده شد كه مورخین بخصوص براى آنها بابى جداگانه باز كرده‏اند از آن جمله «نرم شدن سنگ از بركت دعا و آب دهان پیغمبر» بود كه ابن هشام و بخارى و دیگران نوشته‏اند و از جابر نقل كنند كه گفت:

    در قسمتى از خندق،سنگ بزرگى ظاهر شد كه كار كندن خندق را مشكل ساخت جریان را به رسول خدا(ص)گزارش دادند،حضرت ظرف آبى طلبید و مقدارى از آب دهان خویش در آن انداخت سپس دعایى بر آن خوانده پیش رفت و آن آب را بدان سنگ پاشید و فرمود:اكنون بكنید!

    جابر گوید:به خدا سوگند،آن سنگ سخت،از بركت آب دهان و دعاى پیغمبر،مانند خاك نرم شد و با بیل و كلنگ به آسانى آن را كندند.

    جابر گوید:به خدا سوگند،آن سنگ سخت،از بركت آب دهان و دعاى پیغمبر،مانند خاك نرم شد و با بیل و كلنگ به آسانى آن را كندند

    حضرت محمد(ص)

    بركتى كه در خرما پیدا شد

    بشیر بن سعد از كسانى بود كه حفر خندق مى‏كرد و شوهر خواهر عبد الله بن رواحه بود كه اشعارى از او ذكر شد. دختر همین بشیر گوید:روزى مادرم مقدارى خرما در دامان من ریخت و گفت:اینها را براى پدرت بشیر و داییت عبد الله ببر! به گفته مادرم خرماها را به كنار خندق آورده و براى اینكه پدر و داییم را پیدا كنم به این طرف و آن طرف مى‏رفتم،در این میان رسول خدا(ص)مرا دید و به من فرمود:دخترك نزدیك بیا ببینم چه در دامن دارى؟ گفتم :اى رسول خدا مقدارى خرماست كه مادرم داده تا براى چاشت پدرم بشیر و داییم عبد الله بن رواحه ببرم.

    فرمود:آن را پیش بیاور.

    من نزدیك رفتم و خرماها را در دستهاى پیغمبر ریختم و چندان نبود كه دستهاى آن حضرت را پر كند، پس رسول خدا(ص)دستور داد پارچه بزرگى آوردند و آن را پهن كرد. خرماها را روى آن ریخت،آن گاه به مردى فرمود:اهل خندق را خبر كن تا همگى براى غذاى چاشت بیایند.

    آن مرد فریادى زده مردم را به خوردن چاشت دعوت كرد ناگاه تمام كسانى كه مشغول حفر خندق بودند دست كشیده اطراف آن چادرى كه پهن شده بود نشستند و شروع به خوردن كردند.

    دختر بشیر گوید:من ایستاده بودم و با كمال تعجب دیدم كه همگى از آن خرما خوردند و رفتند و باز هم در آن پارچه خرما بود!

    تنظیم برای تبیان: ابوذر سلطانی


    دیروز ،روز زیارت مخصوص امام رضا (علیه السلام) بود.اما هر جمعه روز زیارت مخصوص امام حسین (علیه السلام) است. 

    حنان بن سُدَیر از پدرش نقل کرده که حضرت امام صادق(ع) به من فرمودند: ای سدیر آیا قبر امام حسین(ع) را در هر روز زیارت می کنید؟ گفتم که نه فدای تو گردم. فرمود شما چقدر جفا کارید.! آیا در هر جمعه او را زیارت می کنید؟ گفتم، نه. فرمود آیا در هر ماهی زیارت می کنید؟ گفتم، نه. فرمود: آیا در هر سالی او را زیارت می کنید؟ گفتم گاهی از سالها شده که زیارت کرده ام. فرمود: ای سدیر چقدر شما به امام حسین(ع) جفا کردید! آیا نمی دانستی که حق تعالی هزار هزار فرشته ژولیده مو و گرد آلوده دارد که بر آن حضرت  می گریند و زیارت می کنند و سست نمی شوند؟

    فرمود: ای سدیر چقدر شما به امام حسین(ع) جفا کردید! آیا نمی دانستی که حق تعالی هزار هزار فرشته ژولیده مو و گرد آلوده دارد که بر آن حضرت  می گریند و زیارت می کنند و سست نمی شوند؟

     چه می شود که قبر حسین(ع) را هر جمعه پنج مرتبه  و در هر روزی یک مرتبه زیارت کنی؟ گفتم فدایت شوم بین ما و قبر او راه زیادی است (فرسخها راه است) فرمود به بالای بام خانه ات برو و به جانب چپ و راست نظر کن و سپس سر خود را به سوی آسمان بلند کن و به سوی قبر او توجه کن و بگو السلام علیک یا ابا عبدالله السلام علیک و رحمه الله و برکاته. و یدان که برای تو زیارت آن حضرت که زیارت حج و عمره است نوشته شده می شود.1

    حال اگر مشتاق بهشت و امام و سرور جوانان بهشتی شدی این حدیث ناب تقدیم قلوب با صفای شما.

     

    وَ رُوِیَ اَیضاً عَن آل رَسولِ الله(ص) اَنَّهُم قالُو مَن بَکی وَ اَبکی فینا مِائَةً فَلَهُ الجَنَّةَ وَ مَن بَکی وَ اَبکی خَمسینَ فَلَهُ الجَنَةُ وَ مَن بَکی وَ اَبکی ثَلاثینَ فَلَهُ الجَنَةُ وَ مَن بَکی و اَبکی عِشرینَ فَلَهُ الجَنَّةُ وَ مَن بَکی وَ اَبکی عَشَرَةً فَلَهُ الجَنَّةُ وَ مَن بَکی وَ اَبکی واحِداً فَلَهُ الجَنَّةَ وَ مَن تَباکی فَلَهُ الجَنَّةُ. 2

    ترجمه:هر کس در راه ما بگرید و صد نفر را بگریاند بهشت گوارایش باد،

          هر کس در راه ما بگرید و پنجاه نفر را بگریاند بهشت گوارایش باد،

         هر کس در راه ما بگرید و سی نفر را بگریاند بهشت گوارایش باد،

         هر کس در راه ما بگرید و بیست نفر را بگریاند بهشت گوارایش باد،

           هر کس در راه ما بگرید و ده نفر را بگریاند بهشت گوارایش باد،

         هر کس در راه ما بگرید و فقط یک  نفر را بگریاند بهشت گوارایش باد،

        هر کس  در راه ما گریه هم نکند اما حالت حزن و گریه هم به او دست بدهد بهشت گوارایش باد،

         پس بهشت همواره گوارای وجود پاکتان باد

     


     

    گفتگو با كارشناس موسیقی دانشگاه تهران كه به حوزه علمیه قم رفته!

     

    هجرت همیشه هم حركت از نقطه الف به نقطه ب نیست و گاهی یك عزیمت فكری از كنج تودرتوی ذهن به پنجره ها و افق های روشن حتی بدون جابه جایی فیزیكی هم «هجرت» محسوب می شود؛ همان هجرتی كه دین عزیزمان نیز بر آن تاكید داشته و آن را برای هر انسانی سودمند دانسته؛ بی جهت هم نیست این تاكید تاكتیكی، چه آنكه گاه انسان با روزمرگی و روزگار گذرانی «همه» وجودش را در یك خط ساده و ساخته دست خودش تمام می كند بی آنكه نشاط و تغییری داشته باشد و برای نو شدن و بهتر شدن و آن كمال طلبی مد نظر پیامبر دل ها تلاش كند. حالا هم با جوانی گپ زدیم كه كارشناسی موسیقی از دانشگاه تهران را گرفته اما دلش ساز هجران زده و برای پاسخ به این نغمه درونی، عزم قم كرده و از دانشگاه به حوزه، از خوابگاه به حجره و از علم به دانش عزیمت كرده... دقایقی را با او بودیم تا ببینیم چه شد كه اینطوری شد! حسین خان سالك كه حالا خزان 26 سالگی اش را پشت سر می گذارد و روزگاری كمانچه در دست داشته حالا چنان از اعجاز موسیقیایی قرآن و معرفت حوزوی می گوید كه... گفتگو را از دست ندهید!

    ¤ چرا هنر و چرا موسیقی ؟

    من از كودكی به ادبیات علاقمند بودم و عاشق شعر و شاعری؛ به خصوص ادبیات كهن و در این میان هم اشعار حافظ و سعدی را خیلی دوست داشتم و دارم. برای همین در رشته علوم انسانی مشغول به تحصیل شدم، اما چون از سن 9 سالگی موسیقی را در ابتدا با نواختن ضرب شروع كردم و بعد از آن حدود 15 سال در رشته كمانچه به شكل حرفه ای كار كردم، تصمیم گرفتم در راستای همین هنر موسیقی در دانشگاه ادامه تحصیل دهم.

    ¤ آیا زمینه خانوادگی هم در این تصمیم تأثیر داشت؟

    بله! یك خانواده هنری هستیم؛ زیرا پدر بزرگ و دایی من صدای خوبی داشتند و آواز كار می كردند. من هم همزمان با برادر بزرگ ترم شروع به یادگیری موسیقی كردم، او هم لیسانس موسیقی از دانشكده هنرهای زیبا داشت و از آنجایی كه در تهران كارشناسی ارشد موسیقی نیست، برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت؛ گرچه پارسال به دلیل درگیرهایی كه در فرانسه ایجاد شد و اعتصاب هایی كه در دانشگاه های پاریس صورت پذیرفت و منجر به تعطیلی دانشكده شد، به ایران بازگشت.

    با جوانی گپ زدیم كه كارشناسی موسیقی از دانشگاه تهران را گرفته اما دلش ساز هجران زده و برای پاسخ به این نغمه درونی، عزم قم كرده و از دانشگاه به حوزه، از خوابگاه به حجره و از علم به دانش عزیمت كرده است.

    ¤ فضای دانشكده انتظارات شما را برآورده نكرد؟

    در مجموع دانشكده هنر به خصوص موسیقی و تئاتر در خصوص رعایت ظواهر اسلامی آنطور كه باید نیست این بدین معنا نیست كه فضا به طور كلی فضای نامطلوبی است اساتید و مسئولانی هم هستند كه با معیارهای اسلامی و فضای سالم هماهنگند اما انگشت شمارند. همچنین استادانی هم داشتیم كه حتی نماز خواندن من در مسجد را مسخره می كردند و می گفتند: «یه موقع آخوند نشی!». یادم می آید، استادی داشتم كه موسیقی غرب تدریس می كرد. یك روز كه دانشگاه اعلام كرد به دلیل وجوب اقامه نماز آیات، مسجد دانشگاه نماز آیات را به جماعت برگزار می كند، از ایشان اجازه خواستم كه در نماز شركت كنم، كه گفت: یا باید كلاس درس را انتخاب كنی و یا نماز آیات را! و من نماز را انتخاب كردم.

    این را هم بگویم كه اساتید مذهبی هم داشتیم كه از علمای دین به نیكی یاد می كردند و اطلاعاتی نیز در این زمینه به ما می دادند ولی می خواهم بگویم این افراد خیلی كم بودند و فضای غالب، فضای مناسبی نبوده و نیست.

    ¤ پس شما با چه هدفی رفتید رشته موسیقی؟

    از ابتدایی كه موسیقی را شروع كردم با این نیت شروع كردم كه در عرصه موسیقی استاد بزرگی شوم و برای رسیدن به

    نور

     هدفم هم خیلی تلاش كردم.

    ¤ پس چه شد كه راه خود را عوض كردید؟

    ابتدای روزهای دانشجویی بود كه احساس كردم خدا راه دیگری را به من نشان می دهد ولی توجه زیادی به آن نكردم حتی به خاطر دارم سال ها پیش كه غرق موسیقی بودم، خوابی دیدم مبنی بر این كه من درحوزه علمیه قم و در روز اول درس هستم كه پس از بیداری تعجب كردم كه من كجا و حوزه كجا؟! در واقع اصلا به حوزه فكر نمی كردم؛ البته رابطه من با مذهب تا حدودی حفظ شده بود، خصوصا از آن جایی كه زیبایی موسیقی را می شناختم و هوش موسیقیایی داشتم، در سن 15 سالگی به شكل عجیبی جذب صوت زیبای قاریان برجسته قرآن شدم .

    در كودكی هم قرآن به گوشم می خورد؛ ولی به دلیل فاصله ای كه بین دوران كودكی تا نوجوانی افتاد و من در این مدت با آشنایی با ظرافت های موسیقی و صوت، قرآن را بیشتر از همیشه درك می كردم در نتیجه با قرآن انس گرفتم و هر روز همان آیاتی را كه حفظ كرده بودم با خود تكرار

    می كردم و هر دفعه اعجاز موسیقی كلمات قرآن مانند آیه « كلا ن كتاب الأبرار لفی علیین وما أدراك ما علیون » مرا به لرزه می انداخت و به وجد می آورد. با توجه به این تحولات، كارهای عبدالباسط را بسیار پسندیدم و تمامی مجموعه صوتی ایشان را تهیه و از زیبایی صوت قرآنی او لذت می بردم.

    ¤ ارتباط قرآن با موسیقی در چیست؟ به عبارت دیگر آیا ارتباطی از نظر هنری بین این دو دیده می شود؟

    به نظرم نه این گونه نیست كه انسان یك ارتباط مستقیمی در این دو ببیند؛ ولی چیزی كه مهم است این است كه انسان در هنر به یك سری ظرافت ها دست می یابد واین لزوما تنها در موسیقی نیست؛ بلكه اگر شما به كاشی كاری های یك مسجد سنتی نیز دقت كنید و مـأنوس شوید و آن اشكال و رنگ ها را به دقت ببینید، ذوق هنری شما پرورش می یابد و شما با این پرورش به راحتی زیبایی های دیگر را در

    می یابید؛ زیرا هنر به انسان نوعی جهان بینی می بخشد؛ چون افراد با معرفتی این هنرهای اصیل را آفریدند، این موضوع می تواند در مورد شعرهای حافظ و هنر خوشنویسی نیز مطرح باشد.

    در مجموع می خواهم بگویم با پرورش حس زیبا شناسی در من و نگاه خاص به دنیای هنر به این نتیجه رسیدم كه قرآن در اوج زیبایی است و از آن با تمام وجود لذت می بردم و می برم. این كمال طلبی در هنر است كه انسان را به وجد می آورد و...

    یادم می آید، استادی داشتم كه موسیقی غرب تدریس می كرد. یك روز كه دانشگاه اعلام كرد به دلیل وجوب اقامه نماز آیات، مسجد دانشگاه نماز آیات را به جماعت برگزار می كند، از ایشان اجازه خواستم كه در نماز شركت كنم، كه گفت: یا باید كلاس درس را انتخاب كنی و یا نماز آیات را! و من نماز را انتخاب كردم.

     

    تار

    ¤ آیا دانشگاه نمی توانست این نشاط معنوی را در شما ایجاد كند؟

    متأسفانه دروس معارف در دانشگاه با كیفیت بسیار پایینی ارائه می شد كه نه تنها سبب جذب نمی شود؛ بلكه دفع كننده نیز هست. از سویی اساتیدی كه در این زمینه تدریس می كنند هم در خیلی ضعیف هستند كه در پاسخگویی به دانشجویان یا طفره می رفتند كه موجب تمسخر دانشجویان می شود و یا ناتوان از ارائه پاسخی روشن و شیوا هستند. البته من هم از لحاظ اطلاعات معارفی در سطح بالایی نبودم؛ اما از رادیو معارف استفاده می كردم و معتقد بودم كه روح من به تغذیه معنوی بیشتر نیاز داردغ چیزی كه دانشگاه نشان داد از پس تغذیه اش بر نمی آید. در دانشگاه البته مرا یك فرد مقید و مذهبی می دانستند و به دلیل این كه از لحاظ موسیقی در بین دانشجویان ممتاز بودم و اساتید مرا تحسین می كردند، اعتقادات من به چشم آنها نمی آمد و مرا در جمعشان می پذیرفتند تا جایی كه بعضی ها به این نتیجه رسیدند كه نماز خواندن با هنر خصوصا رشته ما در تضاد نیست و نماز خوان شدند!

    ¤ یعنی می خواهید بگویید كه شما نمی توانستید در این رشته بمانید و بیشتر اثرگذار باشید؟

    احساس كردم در این عرصه محدودیت وجود دارد و انسان زود به خط قرمزهای دینی می رسد. به عبارت دیگر حد پیشرفتش برای كسی كه می خواهد دیندار باشد محدود است، و بعد از مدتی شدیدا به یك راهنمای كاربلد و مطمئن نیاز پیدا می كند. من تا آن لحظه در بخش وهمی دین بودم و از لحاظ عقلانی تقریبا تهی بودم؛ زیرا هنر تنها به ما می آموخت كه احساس خود را پررنگ تر كنیم و موسیقی هم اغلب تاكید دارد كه وهم و خیال را پرورش دهیم. با این حال من سعی كردم خود را از دنیای وهم و خیال جدا كنم و تنها به زیبایی ظاهری قرآن و یا هر چیز دیگر بسنده نكنم؛ چون هر هنری یك زیبایی ذاتی دارد كه آن بی تردید برگرفته از زیبایی ذات اقدس الهی است و این همان چیزی بود كه در دانشگاه به ما نمی آموختند.

    ¤ فكر می كنید عاطفه و احساسات چقدر در دینداری افراد مؤثر است؟

    احساسات، قدم اول جذب شدن به دین است، ببینید مردم از دیدن چهره یك فرد عارف لذت می برند و شاید خیلی ها به همین دلیل جذب دین شوند. وهم و خیال و عاطفه باید باشد و تنها با عقل خالی نمی شود دین را رواج داد؛ ولی این كلاس پایین دینداری است. به گفته آیت الله جوادی آملی، عاطفه و احساس به امامت عقل باید پیش رود.

    می خواهم بگویم باید توجه كنیم كه راه شیطان در حیطه وهم بسیار باز است و با ایجاد یك شبهه كوچك انسان دستخوش تغییر می شود در نتیجه اگر عقل به عنوان یك پشتوانه محكم در پشت سر عاطفه و خیال نباشد انسان به راحتی گمراه می شود. و چون در رشته من نقش احساس بسیار چشمگیر بود عقل تحت الشعاع قرار می گرفت.

     

    منبع: روزنامه کیهان


    ایَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ

    اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، هر كس از شما از دین خود برگردد، به زودى خدا گروهى [دیگر] را مى‏آورد كه آنان را دوست مى‏دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند. [اینان‏] با مؤمنان، فروتن، [و] بر كافران سرفرازند. در راه خدا جهاد مى‏كنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى‏ترسند. این فضل خداست. آن را به هر كه بخواهد مى‏دهد، و خدا گشایشگر داناست.

    درباره اینكه آیه فوق اشاره به چه اشخاصى مى كند و منظور از این یاوران اسلام كیانند كه خدا آنها را به این صفات ستوده است! در روایات اسلامى و سخنان مفسران بحث بسیار دیده مى شود. در روایات زیادى كه از طرق شیعه و اهل تسنن وارد شده مى خوانیم كه این آیه در مورد على (علیه السلام ) در فتح خیبر،  نازل شده است.

    به خدا سوگند پرچم را فردا به دست كسى مى سپارم كه خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر نیز او را دوست دارند، پى در پى به دشمن حمله مى كند و هیچگاه از برابر آنها نمى گریزد و از این میدان باز نخواهد گشت، مگر اینكه خدا به دست او پیروزى را نصیب مسلمانان مى كند

    امام زمان(ع)

    و لذا مى بینیم كه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) بعد از عدم توانائى عده اى از فرماندهان لشگر اسلام براى فتح خیبر، یك شب در مركز سپاه اسلام رو به آنها كرد و فرمود: لا عطین الرایة غدا رجلا، یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله ، كرارا غیر فرار، لا یرجع حتى یفتح الله على یده : به خدا سوگند پرچم را فردا به دست كسى مى سپارم كه خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر نیز او را دوست دارند، پى در پى به دشمن حمله مى كند و هیچگاه از برابر آنها نمى گریزد و از این میدان باز نخواهد گشت ، مگر اینكه خدا به دست او پیروزى را نصیب مسلمانان مى كند.

    در روایت دیگرى مى خوانیم هنگامى كه از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) درباره این آیه سؤ ال كردند دست خود را بر شانه سلمان زد و فرمود: این و یاران او و هموطنان او هستند. و به این ترتیب از اسلام آوردن ایرانیان و كوششها و تلاشهاى پرثمر آنان براى پیشرفت اسلام در زمینه هاى مختلف ، پیشگوئى كرد. سپس فرمود: لو كان الدین معلقا بالثریا لتناوله رجال من ابناء الفارس : اگر دین (و در روایت دیگرى اگر علم ) به ستاره ثریا بسته باشد و در آسمانها قرار گیرد، مردانى از فارس آن را در اختیار خواهند گرفت .  و در روایات دیگرى مى خوانیم این آیه درباره یاران مهدى (علیه السلام ) نازل شده است كه با تمام قدرت در برابر آنها كه از آئین حق و عدالت مرتد شده اند مى ایستند و جهان را پر از ایمان و عدل و داد مى كنند. 

     این آیه درباره یاران مهدى (عج) نازل شده است كه با تمام قدرت در برابر آنها كه از آئین حق  مرتد شده اند مى ایستند و جهان را پر از ایمان و عدل مى كنند

     متاسفانه تعصبهاى قومى در مورد این آیه به كار افتاده و افرادى را كه هیچگونه شایستگى ندارند و هیچیك از صفات فوق در آنها وجود نداشته به عنوان مصداق و شان نزول آیه شمرده اند، تا آنجا كه ابو موسى اشعرى كه با حماقت كم نظیر و تاریخى خود، اسلام را به سوى پرتگاه كشانید، و پرچمدار اسلام ، على (علیه السلام ) را در تنگناى سختى قرار داد از مصادیق این آیه شمرده اند!

    حال برادرم و خواهرم تو که از ایرانیان علم جو و یاوران مهدی موعود هستی را از این سخنان چه باک!این عزت و افتخار بر شما مبارک .


    © 2008 CopyRight All Rights Reserved by  Designer : saeid mohammad ebrahim
     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رايگان ، کتاب الکترونيکي ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثني ، حسابداري ، نرم افزار حسابداري هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پديده ،‌ بازيگران زن سينماي ايران ، ا سينماي ايران ، عکسهاي، خريد املاک ،‌ صورتحساب آخرين دوره ، نرم افزار موبايل ، ابزارهاي فتوشاب ، روزنامه ورزشي ، مجله خانوادگي ، عکسهاي، عکس دانلود کليپ ايراني ،‌ نرم افزار نوکيا ، آلبوم موسيقي جديد ، عکس هاي عروسي ،  ، دانلود کتاب ،‌ معما ،‌ گالري عکس ،‌ باران کوثري ، مهناز افشار ، بهنوش بختياري ،‌ محمدرضا گلزار ،‌ نيوشا ضيغمي ، ، ميترا حجار ، بهرام رادان ،‌لو رفته ،  تهران ، دختر ايراني ، پ داغ ، ، استخر ، روزنامه البرز ، ،‌ عروسي يانگوم ، جواهري در قصر ،  دختر ، زنانه ، جوراب ،‌ دانلود آهنگ ، ترانه جديد ، حميد عسکري ، رضا صادقي ،‌ احسان خواجه اميري ، آزيتاحاجيان ، يوسف و زليخا ، کتايون رياحي ، ، تيتراژ سريال ، سريال ميوه ممنوعه ،‌ سريال روز حسرت ، پورياپورسرخ ، افسانه بايگان ، ايرنا ، ايسنا ، سايت ، بازار ، اس ام اس سرکاري ، اس ام اس داغ ، دانلود فيلمهاي ايراني ، دانلود فيلم ، برزو ارجمند ، مهران مديري ، دانلود امپراتور دريا ، سودوکو ، کاکورو ، جدول ، فرزاد حسني ، مثلث شيشه اي ، يانگوم ، دانلود رايگان بازي ، کرکهاي بازي ، لعيا زنگنه ، ازدواج موقت ، صيغه ، يکتا ناصر ، مشخصات فني ريو ، لاله اسکندري ،‌ مدل مانتو ، مدل لباس زنانه ، مدل جديد ابرو ، غذاهاي ايراني ، سريالهاي تلويزيوني ،‌ سايت بازار کار ، سنگ ماه تولد ،  ، امين حيايي ، لطيفه ، جوک ، مهاجرت ، گرين کارت ،‌ دوبي ، عکس هندي ،‌ ، کليپ استخر ، دوربين مخفي ، ، کليپ ،   ، ، عکس ، خودشناسي ، آتنه فقيه نصيري ، مريلا زارعي ، النازشاکردوست ، هديه تهراني ، نيکي کريمي ، هايده ، آلبوم مهستي ، دختران ايراني ، نانسي عجرم ، جسيکا آلبا ، نيکول کيدمن ، آنجليناجولي ، ، ، لباس مهماني ،، ، همسريابي ، آلبوم جديد معين ،‌ ، لاريجاني ، استعفا وزير ،‌ کدهاي ايرانسل ، شارژ رايگان ايرانسل ، قوي ،‌ کتي هولمز ، زهرا ، ، فيلم ، ، فارسي ساز ، دانلود کرک ، ديکشنري نارسيس ، دختران .....زيبا ،‌ اکانت مجاني ، فوتبال ، طالع بيني ، مدل آرايش ، جزوه الکترونيک ، انجمن علمي ، مقاله پژوهشي ، پرورش شترمرغ ، سايت تخصصي برق، ژورنال لباس عروسي ، کارت ويزيت ، راهنماي فارسي ،‌ ، داستان  ، دکوراسيون منزل ، ، نتايج کنکور ، قرعه کشي ، مسابقه ، جايزه دار ، نقشه کامل تهران ، آهنگ جديد افتخاري ، جنيفر لوپز ، ، پزشک دهکده ، راهنماي  ،‌ روشهاي زناشويي ،‌ عکس  يانگوم ، کرک مترجم پارس ، عکس خانم ايراني ، ،‌ انجمن ، ، زن، ، عکس ،‌ آموزش نصب ويندوز ، استخدام منشي ،‌ عکس  ، بهترين سايت موبايل ، موبايل سامسونگ ،‌ موتورلا ،‌ نرم افزار سوني اريکسون ، ويتالي ، بالاي ، پسورد سايت ، ، زنگ گوشي ، آنتي ويروس موبايل ، تحصيل در ، ثبت نام رايگان ، ، ترانه عليدوستي ، ، سريال پرستاران ، برنامه نود ، هک کارت تلفن ، پارسا پيروزفر ، دانلود  عربي ، قالب بلاگفا ، موسيقي سنتي ، شجريان ، ، درباره جن ،، روزنامه ورزشي پيروزي ، حميد گودرزي ، بيل گيتس ، جديدترين اس ام اس ها ، کدهاي مخفي موبايل ، کليپ موبايل ، دانلود تيتراژ سريال ، سايت مد و لباس جديد ، دانستنيهاي پوستي ، نامه عاشقانه ، برنامه موبايل ، دانشگاه ، کنکور ، سياوش خيرابي ، سريال آنتي ويروس ، سرگرمي ، داستانسرا ، آرايش صورت ، مدل لباس ، 3gp, jar, mp3, iran , iran l ، دوشيزه ، ، باحال وجذاب ، . غزه .  نظامي . موسيقي . جومونگ . هموسو .